سخنی با دلبند
واین پیامبر ... ما دیر رسیدیم ... اما این دست خودمان نبود. ما چگونه می توانستیم زودتر بیاییم در حالی که بلیط تقدیرمان برای هزار و چهار صد سال بعد، تاریخ خورده بود ؟! آن زمان که پیامبر اکرم –ص- در خطبه غدیر دست امیر المومنین-ع- را بلند کرد و فرمود : "من کنت مولاه فهذا علی مولاه " چقدر ما حسرت کشیدیم و آرزو کردیم که کاش در کناره ی آن برکه مقدس می بودیم ودستهای کوچکمان را نه بر دست های مردانه ی حضرت علی –ع- ، که بر خاک پای او می کشیدیم و می گفتیم : " بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و ولدی " لیکن خداوند که رحمت بی نهایتش شامل همه است ما را بی ولایت نگذاشت و ما را بی چراغ امامت رها نکرد... غدیر تداوم بخشید و مقرر کرد که پیامبر خاتم –ص- همچنان تا آخر عالم ایستاده بماند و هرزمان خورشیدی از منظومه ی ولایت را در دست بگیرد و اعلام کند : "هر که من مولای او هستم از این پس ..." ...واکنون با چشمهای دل به روشنی پیامبر را میتوان دید که در کنار غدیر ِخلقت ایستاده است و دست بقیة الله الاعظم "مهدی دوست داشتنی " را در دست گرفته است و فریاد می زند : " اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله " این غدیر ! این پیامبر-ص- ! و این دستهای روشن مهدی –ع- ! ... پس چرا ایستاده اید ؟ ! در سایه سار نخل تناور ولایت و امامت علی امیرالمومنین-ع- و در پناه فرزند ارجمندش حضرت صاحب الامر-عجل- ضمن تبریک این عید بزرگ ،دعا برای ظهور آن بزرگوار می نماییم ،باشد که با ظهورش تمامی تاریکی ها به پایان برسد. دیدار با هر فردی آداب ویژه ای دارد و هر چه آن فرد بزرگ تر و شریف تر باشد مسلما برای دیدار او آداب بیشتری را رعایت می کنیم بعد از رسول خدا (ص) بزرگ ترین و والاترین مقام ، از آن امامان معصوم ما (ع) هست . در بین این بزرگان امروز قصد زیارت آقا علی بن موسی الرضا (ع) را دارم . ماه ذی القعده و ایام ولادت آن بزرگوار هست و دلم می خواست روبروی گنبد طلایی رنگ او ایستاده بودم و از نزدیک خدمت ایشان عرضه می داشتم که البته گویی لیاقت نبود و قسمتم نشد . یقین دارم که ایشان به اذن پروردگار شاهد بر اعمال ماست و از نیات ما آگاه است پس انی استاذنک یا رب اولا و استاذن رسولک (ص) ثانیا و استاذن خلیفتک الام علی بن موسی الرضا (ع) حقیقتا خوش به سعادت آنانی که امروز در کاظمین هستند و در کنار بارگاه حضرت موسی بن جعفر (ع) رفته و میلاد دلبندش را به ایشان تبریک می گویند و خوشحالی خود را عرضه می دارند که البته این هم قسمت من نشد. صلی الله علیک یا ولی العصر ادرکنا یقین دارم که در این روز شما خوشنودید با تبریک این میلاد به شما تقاضا دارم که خود بر فرج خویش دعا نمائید و از خداوند بخواهید تا پردو از غیبت بگشاید و چشمانمان بر جمال شما روشن گردد اللهم اصلح عبدک و خلیفتک بما اصلحت به انبیائک و رسلک قال جعفرالصادق (ع)... قال ابو عبدالله(ع)... بر سراسر حلقه های علمی و حوزه های تدریس نامی بلند حکومت می کند . او آموزگاری بزرگ بود که سخن وی در زمینه ی هر دانشی حجت است و آوازه ی فضیلت او پس از وی نیز همچنان در پهنه ی گیتی گسترده است . او پیشوایی بود که همه ی کمالات را دارا بود. بیست و پنجم ماه شوال سالروز شهادت صادق آل محمد (ع) است ، دنیا ی شیعه مدیون تعالیم روشن او می بباشد که حقیقت اسلام را ازآلایش باطل ها و گزند غرض ورزی ها مصون داشت . این اندوه را بر فرزندش "مهدی عجل الله تعالی " تسلیت گفته و با آرزوی تعجیل در فرج آن بزرگوار التماس دعا دارم . خدایا با ظهور آخرین منجی عالم دل شیعیان را شاد فرما . در پس کوچه های گلوی بغض گرفته ام ، سائل اشک به گدایی در نشسته است ، خدایا ! همه ی امید من به لطف و عنایت توست . آن دیروز که بساط این ماه را پهن می کردند ، در اوج امید ! به نیمه ی رمضان به دامن حسنت چشم دوخته بودم و به انتظار شبهای قدر ، به امید ترحمی. و این امروز که می گذرد و خورشید ماه در گردنه ی غروب ، غمگین ! از اینکه مبادا ، باران غفرانت مرا در بر نگرفته باشد و این آخرین رمضانی باشد که بر من می گذرد . اما نه . شادمانم و امیدوار به ، عنایت تو و به لحظه لحظه های گذشته بر من در این ماه امید به این که با دعاهای این ماه بلاها و گرفتاری ها از من دور گشته و به جهت استغفار ، گناهان گذشته محو شده باشد . کریما ! ای مولای من ! از تو در خواست می کنم آنچه در طول این ماه به خوبانت دادی به من در باقیمانده ی این ماه عطا فرمایی ایمانی و یقینی به من عطا فرمایی تا بدانم که آنچه خیر است به من دادی و بس ، و مرا راضی داری به رضای خود. خدایا ! این رمضان را آخرین رمضان عمرم قرار مده که محتاج لطف و کرم تو در شبهای آن هستم. معبودا ! کمکم کن تا با قرآن مانوس بمانم ، رو به گناه نروم و همچنان در طول سال اعضا و جوارحم از نافرمانی تو روزه دار باشند و .... و سخنی با .... آری در غروب دلیگر آخرین آد ینه ی این ماه منتظر بودم ولی نیامدی آسمان را بنگر گویی زار می زند ، خورشید با غم و اندوه اشک بار نیامدن توست . پرندگان دیگر نغمه ای نمی خوانند و فقط ناله می کنند و می گویند : این جمعه هم گذشت ولی چرا نمی آیی ؟ تکه ابرهای پراکنده در فراغ تو می گریند خدایا آمده که در شبهای قدر ، مقدرات یکسال آینده ثبت می گردد اگر این سال را سال ظهور حضرت صاحب الامر قراردادی که ممنون از لطف بی کران تو، و امیدوارم که اگر غیر این است در شب عید فطر که ان شب هم کمتر از شب قدر نیست عیدی برای ما فرج حضرتت را قرار دهی . " یا ارحم الراحمین " رمضان که از راه می رسد هر چه در دل و دست داری بگذار و بگذر ، تا لبهای تشنه ی خود را در نهر رمضان سیراب کنی . در این ماه با خدای خود پیمان ببندیم که ، تلاوت آیات قرآن و روزه ی اعضاء وجوارح از نافرمانی خدا همچون فرو بستن دهان از طعام و شراب . "تجعلنی ممن تنتصر به لدینک ولا تستبدل بی غیری " از ماه پیامبر تا ماه خدا مسیری نورانی را آمدیم تا ذره ذره جان خود را در انهار روان تطهیر کنیم. "خدا یا ، ماه رمضان را از زمزمه عبادت ما پر ساز و شب و روزش را به طاعات ما آراسته گردان . ما را یاری ده که روزهایش را روزه بداریم و شب ها یش را به نماز و تفرج وخشوع ومذلت در پیشگاه تو به سحر رسانیم تا مبادا که روزهایش به غفلت ما شهادت دهند و شبهایش به سهل انگاری." صحیفه سجادیه خدایا! به نیمه ی رمضان چشم دوخته ایم ، به دامن حسن حسنت متمسکیم ، وشبهای قدر را به انتظار نشسته ایم ، به امید ترحمی ، و به انگیزه ی گشایشی . و خداوندا ، چه خسارتی است بر ما ، که خورشید رمضان غروب کند و ابر رحمتت بر ما سایه نگستراند ،و باران غفرانت ما را در بر نگیرد . پروردگارا ! در آغاز این ماه تنها امیدمان این است که آنچه به خوبانت در این ماه عطا می کنی به ما هم عطا فرمایی . و این آخرین رمضانی باشد که مولایمان در پرده ی غیبت و دور از دیدگان ما بسر می برد . ضمن تبریک حلول این ماه از همه ی عزیزان التماس دعا دارم . سیدی غیبتک او صلت مصابی بفجایع الابد وفقد الواحد بعد الواحد یفنی الجمع والعدد... سرورمن ! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربوده و عرصه ی زمین را بر من تنگ کرده و آسایش قلبم را دزدیده. آقای من !غیبت تو مصیبت مرا به اندوه های ابدی پیوند زده و فقدان تو ، یکی پس از دیگری ، جمعیت ما را از هم آشفته است. عاشقانه ها یی از امام صادق-ع- به امام عصر-عج- ...ان الائمه من نسله والشفاء فی تربته والفوز معه فی اوبته والاوصیاءمن عترته بعد قائمهم وغیبته حتی یدرکوالاوتار الثار ویرضوا الجبار ... ...که ائمه از نسل اویند وتربت او شفاست و هر که را محبت اوست در رجعتش پس از قائم وطول غیبت سعادت بااوست . تا این که تقاص ها را بخواهد و خون ها را طلب کند و خدا را راضی نماید. در این دعا از امام عصر و یارانشان به عنوان کسانی نام برده شده که به انتقام سیدالشهدا-ع- بر می خیزند،خون او را طلب می کنند و با گرفتن تقاص آن خداوند را خشنود می سازند . آن گونه که شام نیمه شعبان به زیارت سیدالشهدا –ع- باید رفت ، روز سوم شعبان در معرض وزش نسیم میلاد امام حسین-ع- نام از مهـــدی –عج- برده می شود . گویی این دو همه جا با هم اند. هر لحظه که نام حسین –ع- برده شود ،یاد مهدی-ع- زنده می گردد. ای محبوب دلم ! من اینک به بارگاه تو باز گشته ام و پیشانی خشوع وخواری خویش به درگاه قدرتت نهاده ام. اگر از در رحمت خویش برانیم به کدامین در پناهنده شوم و اگر قله رافتت فرو افکنی ام به کدامیندامنه بگریزم ؟ خدای من ! اگرگناه از بنده زشت است، عفو از سوی تو زیباست. معبودم !من اولین عصیانگر تو نیستم که بر او بخشیدی و در سایه ابر احسانت بر او باریدی. خدای من !مرا به سوی تو وسیله ای جز رشته های رافت تو ، نیست. و اینک خدای من یک بار دیگر لطف تو شامل حالم گشت و توفیق قرار گرفتن در این ایام نصیبم شده باشد که بهره مند شوم. ماه شعبان ، این ماه برای سالک الی الله بسیار با ارزش است یکی از شبهای قدر در این ماه می باشد و کسی در آن متولد شده که خداوند به واسطه ی او وعده ی پیروزی به تمام دوستان پیامبران و برگزیدگانش داده ،به وسیله ی او بعد از پر شدن زمین از ظلم و جور آن را پر از قسط وعدل نماید. از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا بوده و حضرتش فرمودند : "شعبان ماه من است ،خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند بیامزد." عزیزم حلول این ماه را تبریک می گویم و از همه شما التماس دعا دارم. لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین روف رحیم از میان خودتان رسولی به سویتان آمده است که سختی ها و رنج هایی که بر شما وارد می شود بر او سنگین است،پیامبری که سخت خواهان هدایت شماست و نسبت به مومنان بسیار دلسوز و مهربان می باشد. در مورد مبعث پیامبر-ص- ما از خود سخنی نداریم اما اگر از زبان وارث بعثت ،حضرت علی –ع- ،کسی که خود در آن زمان می زیسته ،و از دانش خدایی هم بهره مند بوده حکایت بعثت را دنبال کنیم بسی شنیدنی است. حضرت علی –ع- در نهج البلاغه" روز گاری که رسول خدا به پیامبری بر انگیخته شد را دوران هرج و مرج جهانی ،گستردگی گمراهی ،حکومت شیطان ،زوال دنیا و بدترین شکل ممکن از سختی و گناه و کفر وشرک روزگار عرب ،یاد می کند. در چنین دورانی پیامبر با تلاش فراوان دشواری های بعثت را به جان خرید ومردم را به فر مانبرداری و اطاعت از خداوند دعوت کرد و هیچ چیز آن حضرت را از تلاش در راه هدایت مردم باز نداشت و آنچنان پایدار بر هدایت خود بود تا پیروز شد و خداوند به وسیله ی پیامبر نعمت اسلام را موجب صلح و سلامتی وامن در جزیره العرب قرار داد و قرآن را پایه وستون اسلام قرار داد که هر کس بخواهد در برابر نا ملایمات و سختی ها سپری به سر گیرد ، قرآن سپر بلای او گردد و قرآن نگاه بان و نگاه دارنده ی حامل و عامل به آن خواهد شد. تا اینکه با عروج پیامبر –ص- ، گروهی بر پاشنه چرخید ند و به دوران جاهلیت باز گشتند و یادگار نبوت و عواملی که پیامبر به دوستی آن دستور داده بود را ،کنار گذاشتند و بنای بلند جانشینی پیامبر را از پایه ی محکم و استوار خویش منتقل کردند و در غیر جا یگاه اصلی اش بنا نهادند و با غصب خلافت آن هم به زور ،نزاع بین مسلمانان بالا گرفت. که این گونه بود که علی –ع- آن وارث بعثت از بیم مصیبت نابودی اسلام از ولایت و حکومت که کالایی بی ارزش در مقابل اصل اسلام بود ،کناره گرفت. امت نا سپاس ، پشت پا به دین زدند و در حالی که از عهدشان با پیامبر شان مبنی بر مودت با اهل بیت ،مدت زیادی نگذشته بود با دختر رسول خود (تنها باز مانده ی او )چنان کردند که منجر به شهادت وی گردید و... به دنبال آن مصائب دیگر اهل بیت و ائمه طاهرین . اما حضرت تمام سختی های پس از بعثت را بر شمرد تا هشدار دهد که : که تاریخ تکرار می گردد ، پس ای بندگان خدا از تاریخ عبرت بگیرید ، او از آشوب آخرالزمان سخن می گوید که امت اسلامی از قرآن و عترت جدا شده وآنچنان که در گذشته این چنین کردند گویا آنان پیشوایان کتاب هستند نه کتاب پیشوای آنان و راه رستگاری گم می گردد همانگونه که در مقابل قرآن های بر سر نیزه ی کفار تسلیم شدند و قرآن ناطق را رها کردند.ای بندگان خدا آگاه باشید که زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نمی ماند و... خواهد آمد آن روزی که خداوند آن کسی را که شما را جمع کند آشکار سازد ونعمتها و نیکی ها ی خداوند کامل شده و آن چه را که آرزو داشته اید خدا وند به شما ارزانی دهد." خدایا سالها از بعثت پیامبر خاتم تو میگذرد همان طور که سالها از زمان گفتن سخنان گهر بار وارث بعثت می گذرد . تاریخ این دوران همه ،گواه بر صحت سخنان آن بزرگواران است اما همچنان ما امید وار که ... ای کاش عید مبعث امسال ، آخرین مبعثی باشد که آقایمان از دیده های ما پنهان است. این روز را به تمامی شیعیان تبریک میگویم واز همه التماس دعا دارم. هر سال این روزها که می شه این سوال را در ذهنم می گذرانم که واقعا چقدر مادرم را دوست دارم . امسال با آمدن این سوال به ذهنم ، یاد سالهای قبل افتادم آن سالی که برای پولهای درون قلکم خیلی نقشه ها داشتم ، در واقع آرزوهایم را درون قلک قرارداده بودم. ولی وقتی به روز مادر رسیدم تصمیم گرفتم همه ی آن آرزوها را کنار بگذارم وبا آن پول هدیه ای زیبا تهیه کنم و روز مادر به مامان عزیزم تقدیم کنم ودر یک یادداشت کوچک روی آن بنویسم "نا قابل است اما از سوی فرزند کوچک خود بپذیرید " یا سالهای بعد ،وقتی در مورد علاقه ی خودم به مادرم فکر می کردم می دیدم خیلی چیزها در اطرافم هستند که به آنها علاقه دارم اما ، مادرم را از همه ی آنها بیشتر دوست دوست دارم چون اگر همه ی آنها را از من بگیرند و فقط مادرم با من باشه ،زیاد غصه نخواهم خورد ،پس ارزش او نزد من از همه ی چیزها بیشتر است . یا نه ،چند سال پیش رو به یاد می آورم که برای مادرم نوشتم "مادر،آنقدر دوستت دارم ،که اگر سخت ترین کارها را به من بسپاری ،با هر زحمت ورنجی که شده آن را انجام می دهم تا راضی بشی ،چون احساس می کنم تنها دوست داشتن مادر به تنهایی کافی نیست ،بلکه رضایت او لازم است ." اما حالا که می خواهم برای او هدیه ای با یادداشتی تهیه کنم فکر می کنم ،کسی را بیشتر از مادرم دوست دارم که او نیز بیشتر از خودش و همه کس او را دوست داره و هر روز از دوستی خودش نسبت به او سخن می گه و براش دعا می کنه و بخاطر سلامتی او صدقه می ده و از دوری او رنج می بره و برای دیدارش لحظه شماری می کنه ،من او را دوست دارم زیرا مادرم او را بی اندازه دوست داره ...یک روز از مادرم شنیدم که می گفت :"تعجب نکنی اگه به تو بگم راهها را دوست دارم چون من را به او می رسانند،نسیم را دوست دارم چون پیام مرا به او می رسانند ،لحظه ها را دوست دارم چون لحظه های زندگی او هم هستد ،آسمون را دوست دارم چون سقف لاجوردی خانه ی اوست و زمین را دوست دارم که افتخار بوسه زدن به پاهای او را دارند و... آری من می دانم که مادرم هم اینطور راضی تره که من بگم :"او را از مادرم بیشتر دوست دارم "چون خدا او را دوست دارد ، پیامبر او را دوست داشته ،همه ی امامان او را دوست داشته اند... دیشب وقتی نوشته ام را برای مادرم خواندم ،اشک چشمان مادرم را پر کرد ،قطرات اشک را می دیدم که بر گونه هاش روان بود و به آرامی می گفت :"من او را خیلی دوست دارم آرزوی دیدن آقایم امام زمان –عج- را دارم." خدا کند که او نیز ما را دوست داشته باشد
| Design By : Night Skin |


